جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن طاهر در لغت نامه دهخدا

ابن طاهر

[اِ نُ هِ] (اِخ) ابوالعباس محمد بن عبدالله خراساني. اديب معروف. از دست متوکل خليفه حکومت بغداد داشت و بزمان معتز بر منزلت و مکانت او بيفزود. او را اشعار لطيفه است، از جمله در توصيف ترنج گويد:
جسم لطيف قميصه ذَهب
رکبٌ فيه بديع ترکيب
فيه لمن شمّه و ابصره
لون محب و ريح محبوب.
وفات او به سال 253 ه .ق . بوده است.

کلمات مشابه