جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن طاوس در لغت نامه دهخدا

ابن طاوس

[اِ نُ وو] (اِخ) سيد رضي الدين علي بن موسي بن جعفر علوي حسني. اشهر مردان اين خاندان، برادر جمال الدين احمد. مستنصر خليفه نقابت علويان بدو تکليف کرد و او امتناع ورزيد. سيد را با ابن علقمي وزير صحبت و دوستي بوده و پانزده سال در بغداد اقامت داشت، آنگاه بحله و پس از آن به نجف رفت و هنگام تسلط مغول به بغداد بدارالخلافه بازگشته و در آنجا تا آخر عمر (دوشنبه 5 ذيقعدهء 664 ه .ق .) اقامت داشته است و از طرف هولاکو سه سال و يازده ماه منصب نقابت علويان بدو مفوض بوده است. او را کتب بسيار در حديث و ادعيه و غير آن هست از جمله: کتاب اللهوف علي قتلي الطفوف. الاقبال بصالح الاعمال. جمال الاسبوع بکمال العقل المشروع. الدروع الواقيه من الاخطار. سعدالسعود. غياث سلطان الوري لسکان الثري. مهج الدعوات. کتاب الامان. البهجه لثمره المهجه. کتاب الطرائف في مذهب الطوائف. کتاب زهره الربيع في ادعيه الاسابيع.

کلمات مشابه