جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آپیخ در لغت نامه دهخدا

آپیخ

(اِ) پيخال:
همواره بر آپيخ است آن چشم فژا کند
گويي که دو بوم آنجا بر خانه گرفته ست.
عمارهء مروزي.(1)
(1) - در بعض نسخ فرهنگهاي منسوب به اسدي کلمه اي به صورت مضبوطهء فوق آمده و بيت عماره را نيز مثل آورده اند و در بعض ديگر «پيخ» ضبط شده و همين بيت با تبديل «پرآپيخ» به «پر از پيخ» شاهد آمده است.

کلمات مشابه