جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن صلاح در لغت نامه دهخدا

ابن صلاح

[اِ نُ صَ] (اِخ) تقي الدين ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمن بن عثمان نصري شهرزوري. اص ايراني از نژاد کرد و پدرش از فقها بوده. تقي الدين نزد پدر فقه آموخت و هم بموصل در خدمت دانشمندان آنجا کسب علوم ديگر کرد، آنگاه بخراسان رفت و از روات آنجا حديث شنود و از آنجا به شام شد و در قدس شريف و دمشق بتدريس اشتغال ورزيد، و او در سه مدرسهء رواحيه، زمردخاتون (نام دختر صلاح الدين) و دارالحديث درس ميگفت و ابن خلکان چنانکه خود گويد يک سال نزد او تلمذ کرده است. مولد او به سال 577 ه .ق . و وفات 643 بوده است.

کلمات مشابه