جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن صائغ در لغت نامه دهخدا

ابن صائغ

[اِ نُ ءِ] (اِخ) موفق الدين ابوالبقا يعيش بن علي بن يعيش بن ابوالسراياي اسدي. اصلاً موصلي و مولد او به حلب در 553 ه .ق . نحو و حديث به حلب و دمشق فراگرفت و بعزم صحبت ابن انباري قصد بغداد کرد و در موصل خبر وفات او بشنيد و بهمانجا اقامت گزيد و از علماي موصل روايات شنود، سپس بحلب بازگشت و از آنجا به دمشق شد و امام ابواليمن زين بن الحسن کندي اجازتي که حاکي از علو مقام او در علم و ادب است بدو داد و باز به حلب مراجعت کرد و تا آخر عمر بدانجا شغل تدريس ورزيد. ابن خلکان معروف نزد او تلمذ کرده و گويد ابن صائغ در ادب حجتي بود خوش بيان و خوش طبع و مزّاح. او راست: شرح مفصل زمخشري و شرح تصريف ملوکي ابن جني. وفات در 643.

کلمات مشابه