جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابن شجری در لغت نامه دهخدا

ابن شجری

[اِ نُ شَ جَ] (اِخ) شريف ابوالسعادات هبه اللهبن علي بن محمد بن حمزهء حسني بغدادي (450-542 ه .ق .). اديب نحوي، منسوب به شجره قريه اي نزديک مدينه يا شجره نام مردي از عرب. چندي در کرخ نقيب علويين بود. او راست: کتاب امالي در هشتادوچهار مجلس در فنون ادب و کتاب حماسه نظير ديوان حماسهء ابوتمام و شرح لمع ابن جني و شرح تصريف الملوکي. زمخشري در سفر مکه صحبت او درک کرد و به بيت ذيل متنبي تمثل جست:
و اَستکبر الاخبار قبل لقائه
فلما التقينا صغَّر الخَبَرَ الخُبرُ.

کلمات مشابه