جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبیار در لغت نامه دهخدا

آبیار

[آبْ] (ص مرکب، اِ مرکب) آنکه کشت را آب دهد. اويار. آب بخش. ميرآب. قلاد. ساقي :
تا کشت تخم مهر تو، يکدم جدا نشد
از چشمه سار خون جگر آبيار چشم.
کمال اصفهاني.

کلمات مشابه