جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبله رو در لغت نامه دهخدا

آبله رو

[بِ لَ / لِ] (ص مرکب)مجدر :سلطان ملکشاه... آبله رو بود، چهره بزردي مايل. (راحه الصدور راوندي).

کلمات مشابه