جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبگین در لغت نامه دهخدا

آبگین

(اِ مرکب) آينه. مرآت :
همه سقف و ديوارها و زمين
بپوشيد بر تختهء آبگين.
شمسي (يوسف و زليخا).

کلمات مشابه