جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبکی در لغت نامه دهخدا

آبکی

[بَ] (ص نسبي) در تداول عامه، رقيق. تنک. گشاده. || مايع و روان. مقابل جامد.

کلمات مشابه