جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب کرده در لغت نامه دهخدا

آب کرده

[کَ دَ / دِ] (ن مف مرکب)محلول: قند آب کرده. || مذاب: قلعي آب کرده.

کلمات مشابه