جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبق در لغت نامه دهخدا

آبق

[بِ] (ع ص) گريخته. گريزنده.
- عبد آبق؛ بندهء گريخته يا گريزپا. ج، اُبَّق، اُبّاق.

کلمات مشابه