جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبست در لغت نامه دهخدا

آبست

[بَ] (اِ) جزو دروني پوست ترنج و بادرنگ و امثال آن، که آن را گوشت پوست و پيه پوست نيز گويند. || (ص) زمين آماده شده براي زراعت، ظاهراً مخفف آب بسته.

کلمات مشابه