جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب روغن در لغت نامه دهخدا

آب روغن

[رَ / رُو غَ] (اِ مرکب) روغن گداخته به آب گرم آميخته که چلو را دهند. || ثريد. تريد. زريقاء. اشکنه.

کلمات مشابه