جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب دزدک در لغت نامه دهخدا

آب دزدک

[دُ دَ] (اِ مرکب) ني يا چوبي کاواک که در درون آن چوب ديگر تعبيه کنند و از دهان آن آب افکنند. و عربي آن مضخه و ذرّاقه و زرّاقه و سرّاقه است. و به فارسي آب انداز نيز گويند. || قسمي حشره چندِ زنبوري سرخ که در زير خاک باشد و ريشهء نبات خورد و آن را تباه کند و حوض و امثال آن را سوراخ کند، و در بعض ولايات آن را زمين سنبه گويند. پشيل. || (اصطلاح طب) آلتي از شيشه که بر سر آن سوزني مجوّف است و بدان در تن آدمي و جانوران دواهاي مايع کنند. و اين عمل را تزريق نامند.

کلمات مشابه