جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومسلم در لغت نامه دهخدا

ابومسلم

[اَ مُ لِ] (اِخ) محمد بن بحرالاصفهاني. کاتب مترسل بليغ و متکلم و جدلي. از کتب اوست: جامع التأويل لمحکم التنزيل بر مذهب معتزله در تفسير قرآن و کتابي که جامع رسائل اوست. (ابن النديم). و در موضع ديگر ابن النديم گويد: او راست کتاب تفسير بر قرآن. و در ترجمهء تاريخ قم تأليف حسن بن محمد بن حسن قمي (ص142) آمده: ابومسلم محمد بن بحرالاصفهاني عامل قم در سنهء تسع و ثلثمائه (309 ه . ق.). بر اين [ بر خراج قم که ابوالفتح علي بن محمد عامل قم تعيين کرده بود ] زياده گردانيد و خراج عرب بقم از خراج عجم جدا کرده و مقرر گردانيد که عرب بهر هزار درهم شصت و شش دينار بدهند و عجم شصت و شش دينار و چهار دانگ ديناري. و ظاهراً مراد صاحب ترجمه است.

کلمات مشابه