جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومسکین در لغت نامه دهخدا

ابومسکین

[اَ مِ] (اِخ) محرز کوفي اودي. و گروهي حرّ گفته اند. از روات است.

کلمات مشابه