جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومسکین در لغت نامه دهخدا

ابومسکین

[اَ مِ] (اِخ) بردعي. شاعر و محدث. او را نزديک صد ورقه شعر است. (ابن النديم).

کلمات مشابه