جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومسافر در لغت نامه دهخدا

ابومسافر

[اَ مُ فِ] (اِخ) کيسان. از روات است. وکيع از او و او از سعيدبن جبير روايت کند.

کلمات مشابه