جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) قاسم بن محمد بن ابي بکر الصديق. از ساداه تابعين و يکي از فقهاي سبعه بمدينه. او افضل اهل زمان خويش بود و از جماعتي از صحابه روايت کرده و جماعتي از کبار تابعين از او روايت کردند و او خاله زادهء زين العابدين علي بن الحسين عليهماالسلام بود چه مادر او زن محمد بن ابي بکر نيز دختر يزدجرد آخر ملوک فرس بود. و ابومحمد در هفتاد يا هفتادودوسالگي بسنهء 121 يا 122 يا 108 ه . ق. در قديد وفات کرد. و قديد بضم قاف و فتح دال نام منزلي است ميان مکه و مدينه. (نقل باختصار از ابن خلکان).

کلمات مشابه