جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) العروضي. ظاهراً حکيمي هيوي و رياضي بمائهء چهارم معاصر غلام زحل عبيداللهبن الحسن و مقدسي و قومسي و ابوسليمان منطقي و ابوزکرياي ضيمري و ابوالفتح نوشجاني. رجوع بتاريخ الحکماء قفطي چ ليپزيک ص 224 س 12 - 14 و رجوع به ترجمهء نزهه الارواح چ طهران. ج 2 ص 154 س 2 شود.

کلمات مشابه