جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آبخوری در لغت نامه دهخدا

آبخوری

[خوَ / خُ] (اِ مرکب) ظرف آب خوردن. مشربه. آبخواره. آبخور. || شارب (موي سبلت). || نوعي از دهنهء اسب که هنگام آب دادن بر دهان او زنند.

کلمات مشابه