جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) شيرازي. مردي دوستدار حکمت از مردم شيراز معاصر شيخ الرئيس ابوعلي سينا. وي در همسايگي خويش بوعلي را خانه اي خريد و شيخ را بدانجا فرود آورد و در آن خانه شيخ کتابهاي بسيار نوشت؛ چون اول قانون و مختصر مجسطي و رسائل کثيرهء ديگر و هم کتاب المبدأ و المعاد و کتاب الارصاد الکليه را بدانجا تأليف و بنام ميزبان خويش ابومحمد کرد. رجوع به تاريخ الحکماء قفطي چ ليپزيک ص 417 و 418 شود.

کلمات مشابه