جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) حسن مستضي ءبن مستنجدبن مقتفي بن مستظهر. خليفهء عباسي. رجوع به مستضي ء... شود.

کلمات مشابه