جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) جابربن يزيد جعفي و گروهي کنيت او را ابويزيد گفته اند. محدث و ثقه است. مسعربن کدام و سفيان بن سعيد و حسن بن صالح از او روايت کنند.

کلمات مشابه