جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) ترسابادي. يکي از علماء نحو معاصر ابن کيسان و زجاج، و ابن کيسان او را ستوده و بر خود و ديگر هم عصران فضل و مزيت نهاده است. رجوع به معجم الادباء چ مارگليوث ج 7 ص 144 شود.

کلمات مشابه