جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابومحمد در لغت نامه دهخدا

ابومحمد

[اَ مُ حَمْ مَ] (اِخ) بخاري. در ترجمهء نزهه الارواح شهرزوري آمده است: ابومحمد از جملهء شاگردان ابوسليمان سجزي است. حکيمي متبحر در علوم اوائل و اواخر و فيلسوفي در شعب فلسفه ماهر و در بسياري قوهء حافظه مشهور و در جودت هوش و فهم معروف و صاحب تصانيف مفيده و اشعار جيده است. اين شعر از اوست در مذمت کسي که از دين اسلام خارج گشته و بطريقهء ديگر مائل شده است:
تنقّل عن دين آبائه
و دينهم مذهب الشافعي
فاضحي بلانائل في المعاش
و عندالمعاد بلاشافع.

کلمات مشابه