جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابولید در لغت نامه دهخدا

ابولید

[اُ] (اِخ)(1) فيلسوفي يوناني از ماغارويان(2) و از مردم مليطه(3) شاگرد و خليفهء اقليدس بمائهء چهارم قبل از ميلاد و چنانکه ديوجانس لائرتي(4) و فلوطرخس(5) روايت کرده اند او فن جدل به ذيمسطينس(6) آموخت. و مسئلهء حبّه و خرمن بدو منسوب است.(7)
(1) - Eubulide.
(2) - de Megare.
(3) - Milet.
(4) - Diogene de Laerte.
(5) - Plutarque.
(6) - Demosthene. (7) - صورت مسئله اين است که آيا يک حبه خرمن است؟ البته جواب منفي است؛ همچنين دو حبه و سه حبه و هرچه بالا رود و مسئول عنه را ملزم کند بيکي از دو شق باطل که يا خرمن هيچگاه صورت خارجي نيابد و يا يک حبه نيز خرمن باشد.

کلمات مشابه