جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوکه در لغت نامه دهخدا

ابوکه

[] (اِخ) يا ايوکه. حاکم جورجه. او در اوائل کار چنگيز ايلچي نزد چنگيز فرستاد و اظهار اطاعت کرد و خلو دارالملک ختا را از التان خان خبر داد و چنگيز به ختادو امير تومان فرستاد و کرسي ختا را متصرف گرديد. رجوع به حبيب السير چ طهران ج 2 ص 8 و 9 شود.

کلمات مشابه