جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آسمان در لغت نامه دهخدا

آسمان

[سْ / سِ] (اِ) نام روز بيست وهفتم يا بيست وپنجم و بعضي بيست وششم گفته اند از هر ماه فارسي. و در اين روز نيک است بسفر دور شدن و نشايد هيچ کار ديگر کردن :
مه بهمن و آسمان روز بود
که فالم بدين نامه پيروز بود.فردوسي.
آسمان روز اي چو ماه آسمان
باده نوش و دار دل را شادمان.مسعودسعد.
و اين بيت مسعود مثال براي روز 27 است و بس. || در تداول عوام، صحو. هواي بي ابر. || (اِخ) نام فرشتهء موکل تدبير امور و مصالح آسمان روز :
همه ساله ز اشتاد و از آسمان
تن و جانْت با شادي و کامتان (کذا).
فردوسي (از جهانگيري).
|| نام فرشتهء موکل بر ممات يعني عزرائيل. (برهان).

کلمات مشابه