جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوکامل در لغت نامه دهخدا

ابوکامل

[اَ مِ] (اِخ) يزيدبن ربيعهء دمشقي. محدث است و از ابي اشعث صنعاني روايت کند.

کلمات مشابه