جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوکامل در لغت نامه دهخدا

ابوکامل

[اَ مِ] (اِخ) علي بن محمد بن علي الصليحي، داعي. مؤسس سلسلهء سبعيهء بني صليح در صنعا و زبيد و ديگر نواحي يمن. و ابن خلکان کنيت او را ابوالحسن آورده است. رجوع به علي بن محمد... شود.

کلمات مشابه