جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوکامل در لغت نامه دهخدا

ابوکامل

[اَ مِ] (اِخ) برکه بن حسام الدوله. ملقب به زعيم الدوله. رجوع به زعيم الدوله برکه... شود.

کلمات مشابه