جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آسغدن در لغت نامه دهخدا

آسغدن

[سَ دَ] (مص) (از: آ، نا + سغدن، سختن يعني سنجيدن) ناسختن. ناسنجيدن. رجوع به آسغده، بسغده، بسغدن و بسغديدن شود.

کلمات مشابه