جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوقابس در لغت نامه دهخدا

ابوقابس

[اَ بو بِ] (معرب، اِ) مصحف انخسا و انخوسا(1) و داود ضرير انطاکي نام ديگر او را ابوقابوس آرد و گويد: هو ابوحلسا بالبربريه و سيأتي وقوع هذا الاسم علي خس الحمار و بالعراق شب العصفر و بالعربيه الاشنان والحرض و خرءالعصافير و بالفارسي بناله (؟) و عصارته القلي اذا احرق او شمس -انتهي. و باز لغت نويسان فارسي مترادف اين کلمه کلمات انجوسا، خالوما، شنگار، هوه چوبه، حنّاءالفول، هوفيلوس، خردل صحرائي، حناءالغزاله، حناءالقوله، حميراء، حناء فول، حناء فوله، انجسا، شنجار، شجره الدم، عاقرشمعا، عودالفالوذج، رجل الحمامه، کحلا، کحيلا، ابوخلسا، خسّالحمار، حوجره، گاوزبان تلخ، هواچوبه، بالقيس را آورده اند. ليکن بعض از اين کلمات درخور تحقيق و تفتيش است. رجوع به تذکرهء ضرير انطاکي شود.
(1) - Anchusa tinctoria. (Orcanette).

کلمات مشابه