جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوفکیهه در لغت نامه دهخدا

ابوفکیهه

[اَ فُ کَ هَ] (اِخ) افلح يا يسار. مولي بني عبدالدار و بعضي ازدي گفته اند. او غلام صفوان بن اميّه بود. در مکّه مسلماني گرفت و مشرکين وي را آزار و شکنجه ميکردند. ابوبکر صديق او را از صفوان بخريد و آزاد کرد و در هجرت ثانيه بحبشه شد و با رسول صلوات الله عليه بمدينه مهاجرت کرد و پيش از غزاي بدر وفات يافت.

کلمات مشابه