جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت ابوفایس در لغت نامه دهخدا

ابوفایس

[اِ يِ] (از يوناني، اِ) (از يوناني هِپوفائس(1)) غاسول رومي. ابوقاووس. ابوقاوس. ابوقابس. ابوقانس(2). نباتيست که در بلاد شام و مصر و انطاکيه بسيار است مابين درخت و گياه و برگش از زيتون باريکتر، مابين برگها خارهاي سفيد. گل آن سپيد و شبيه به گل لبلاب و شاخهاي او پراکنده و بيخش قوي و بسيار رطوبت بطعم تلخ و مستعمل در تداوي بيخ و عصاره و رطوبت اوست که با آرد کَرْسَنه آميخته خشک کرده باشند. و برگ و شاخ و گل او را سائيده دست بدان شويند و آن غير اشنان يعني غاسول فارسي است. ابوقانيش. ابوقالس.
(1) - Hippophae. (2) - چهار صورت اخير مصحف ابوفائس است.

کلمات مشابه