جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آسپست در لغت نامه دهخدا

آسپست

[پِ] (اِ)(1) اسپست. گياهي که آن را يونجه گويند و به بهار بستور خورانند. رطبه. فِسفسه. فِصفصه. اِسپرس. جلبان الحيه. سله. و رجوع به اسپست شود.
(1) - ظ. آسپست و اسپرس با کلمهء فرانسوي «اسپارسِت» (Esparcet) از يک اصل است.

کلمات مشابه