جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آس بری در لغت نامه دهخدا

آس بری

[سِ بَرْ ري] (ترکيب وصفي، اِ مرکب) مورْد برّي. مقابل آس بستاني. مورْد اسپرم. برگ آن از آس بستاني زردتر و عريض تر و طرف او تند شبيه بسنان و چوب او صلب تر و بالاي آن کمتر از ذرعي. ثمرش بغايت سرخ و مستدير و از وسط برگ ميرويد و شاخهاي بسيار از يک اصل برمي آيد و آن را مورْد اسپرم و مُرد اسفرم نامند و مردم تنکابن جر خوانند و در زمستان برگ نمي ريزد و بسيار قابض است. (از تحفه). قف و انظر، مورْد رومي، خيزران بلدي، مُرد رومي نيز نامهاي ديگر آن است.

کلمات مشابه