جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آسبان در لغت نامه دهخدا

آسبان

(ص مرکب، اِ مرکب) آسيابان :
هنوز اين آس خون گردان از آن است
که آن بي آب ديده آسبان است.
نزاري قهستاني.

کلمات مشابه