جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آسان گذاری در لغت نامه دهخدا

آسان گذاری

[گُ] (حامص مرکب)سماحت. مسامحه. تسامح. مسامحت. مساهله. اغماض :
به آسان گذاري دمي ميشمار
که آسان زيَد مرد آسان گذار.نظامي.

کلمات مشابه