جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آسام در لغت نامه دهخدا

آسام

(اِ) مقلوب آماس. (انجمن آراي ناصري). و ظاهراً آسام اصل سام است نه مقلوب آماس: السرسام فارسيه، السَّر هو الرأس و السام هو الورم. البرسام، البر هو الصدر و السام هو الورم(1). و در فارسي حذف «آ» در کلمات مصدرهء بدان بسيار باشد. رجوع به «آ» شود.
(1) - و ازهري گويد سام به معني مرگ است.

کلمات مشابه