جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آس در لغت نامه دهخدا

آس

(هندي، اِ) بزبان هندوستاني، تيرانداز ماهر. (فرهنگ شعوري) :
تيغ راي تو خود سپر نکند
گرچه چرخ فلک شود پرآس.مسعودسعد.
|| کمان تيراندازان. || اميد.

کلمات مشابه