جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آژیده در لغت نامه دهخدا

آژیده

[دَ / دِ] (ن مف) آژده. آجيده. آجده. نکنده کرده :
ملاف با قلمي اي لباس آژيده
بروي کار چو افتاد بخيه ات يکسر.
نظام قاري.

کلمات مشابه