جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزمندی در لغت نامه دهخدا

آزمندی

[مَ] (حامص مرکب) حرص. ولع. طمع. شره. پرخواهي :
ايا دانشي مرد بسيارهوش
همه چادر آزمندي مپوش.فردوسي.
دگر آزمنديست اندوه و رنج
شدن تنگدل در سراي سپنج.فردوسي.

کلمات مشابه