جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزم در لغت نامه دهخدا

آزم

[زِ] (ع اِ) ناب. نيش (دندان). || (ص) پرهيزکننده. محتمي. ج، اُزَّم، اُزُم.

کلمات مشابه