جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزرد در لغت نامه دهخدا

آزرد

[زَ] (اِ) رنگ. لون. گونه. آرنگ :
ابر فروردين بباران در چمن پرورد ورد
گشت خيري با فراق نرگسش آزرد زرد.
قطران.
بوستان از بانگ مرغان پرخروش زير گشت
گلستان آزرد گوهر چون سرير مير گشت(1).
قطران.
(1) - اين بيت را بعضي براي آزرد به معني رنگ شاهد آورده اند و بعضي ديگر حقاً حدس زده اند که ممکن است عبارت بيت، «گلستان از زرّ و گوهر...» باشد.

کلمات مشابه