جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب جوش در لغت نامه دهخدا

آب جوش

[بِ] (ترکيب اضافي، اِ مرکب) آبي که در آن جوش يعني بي کربنات سود و حامض طرطير کرده و چون گوارشي آشامند. || (ترکيب وصفي، اِ مرکب) آب جوشان.

کلمات مشابه