جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزادنامه در لغت نامه دهخدا

آزادنامه

[مَ / مِ] (اِ مرکب) آزادي نامه. خط آزادي. نامهء آزادي. (از بهار عجم). لکن در فارسي فصيح مستعمل نيست. بلعمي در تاريخ و ابن بلخي در فارسنامه بکار برده اند.

کلمات مشابه