جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزاد در لغت نامه دهخدا

آزاد

(اِخ) نام زن شهربن باذان، والي صنعا از دست رسول صلوات اللهعليه. آنگاه که اسود عنسيِ مُتنبي شوي او را بکشت آزاد را به عنف تزويج کرد، وقتي پيغامبر صلوات اللهعليه چند تن را بکشتن اسود بفرستاد اين زن بخونخواهي شهربن باذان فرستادگان را در خانه پنهان داشت و آنان بر اسود دست يافته او را بکشتند.

کلمات مشابه